X
تبلیغات
زولا

باد صبا

دکتر شریعتی:خدا نکندعقده های کسی به عقیده اش تبدیل شود .در برابراین آدم ها هم فقط باید خندید .

مهمان

فقط یک شب

 

مهمان ِخانه ی ما بودی

 

مدت هاست

 

که رختخواب ها

 

دل سپرده اند

 

به حکایت های بالشی

 

که آن شب زیر سر گذاشتی .


شعر:استاد هوشنگ رئوف

تاریخ ارسال: شنبه 30 شهریور‌ماه سال 1392 ساعت 15:53 | نویسنده: علی کاظمیان | چاپ مطلب
نظرات (13)
یکشنبه 31 شهریور‌ماه سال 1392 01:23
فاطمه
امتیاز: 0 0
لینک نظر
همان یک شب کافی بود

که برای تمام عمر

خاطرات حضورت در یادها

زنده و جاوید بماند
پاسخ:
سلام و سپاس از کامنتتون...
یکشنبه 31 شهریور‌ماه سال 1392 10:17
بانو
امتیاز: 0 0
لینک نظر
پاییز زیبا و عروس فصل هاست

برگ ریزان درخت و خواب ناز غنچه هاست

خش خش برگ و نسیم باد را بی انتهاست

هرچه خواهی آرزو کن ُ فصل فصل قصه هاست . . .

مهرت قشنگ ٬ پاییزت مبارک . . .

[گل]
پاسخ:
سلام و سپاس از لطف شما مهر شما هم زیبا
یکشنبه 31 شهریور‌ماه سال 1392 12:02
سپهوند
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام و درود بر شما و استاد عزیز جناب رئوف .
پاسخ:
سلام و درود بر شما دوست عزیز
یکشنبه 31 شهریور‌ماه سال 1392 12:42
قاسمی
امتیاز: 0 0
لینک نظر
درود بر استاد رئوف ... زیبا سروده اند
پاسخ:
سلام و سپاس از لطف شما
یکشنبه 31 شهریور‌ماه سال 1392 14:47
یاسی
امتیاز: 0 0
لینک نظر
خیلی زیبا بود
مرسی
پاسخ:
سلام و سپاس از لطف شما
یکشنبه 31 شهریور‌ماه سال 1392 17:44
سرای اندیشه
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام
چقدر قشنگ گفته
پاسخ:
سلام منم با شما موافقم واسه همین اون را در وبلاگم قرار دادم...
یکشنبه 31 شهریور‌ماه سال 1392 22:45
امیر بهلولی
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام علی آقا
خبری ازت نیست! دلمون واست تنگ شده بخدا.
از شعر استاد لذت بردم.
انشالله که همیشه سلامت باشی
پاسخ:
سلام امیر جان دل منم برات تنگ شده امیدوارم شرایط هر چه زودتر مهیا بشه تا بتونم ببینمت...شاد باشی و سلامت...
دوشنبه 1 مهر‌ماه سال 1392 02:26
ونوس
امتیاز: 0 0
لینک نظر
همسفر خورشید که باشی حتی غروب آغاز طلوعی دوباره است .... سلام
پاسخ:
سلام و سپاس از کامنت زیبایتان
دوشنبه 1 مهر‌ماه سال 1392 08:37
هوشنگ رئوف
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام علی جانم / چقدر محبت نموده ای شعرم در وبلاگ شما افتخاری ست برایم و ممنونم از از این همه لطف و بزرگواری شما و خوانندگانتان .
پاسخ:
سلام عموی عزیزم ممنونم که اجازه دادید شعرتان را در وبلاگم بگذارم...ما همگی شما را دوست داریم....شاد باشی و سلات
دوشنبه 1 مهر‌ماه سال 1392 13:00
یاسی
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام جناب کاظمیان
حال شما؟
آپم
خوشحال میشم نظرتونو داشته باشم
پاسخ:
سلام دوست عزیز چشم حتمن خدمت میرسم
دوشنبه 1 مهر‌ماه سال 1392 22:43
نرگس
امتیاز: 0 0
لینک نظر
شاعر و فرشته ای با هم دوست شدند.
فرشته پری به شاعر داد و شاعر ، شعری به فرشته.
شاعر پر فرشته را لای دفتر شعرش گذاشت و شعرهایش بوی آسمان گرفت
و فرشته شعر شاعر را زمزمه کرد و دهانش مزه عشق گرفت.

خدا گفت : دیگر تمام شد.
دیگر زندگی برای هر دوتان دشوار می شود.
زیرا شاعری که بوی آسمان را بشنود، زمین برایش کوچک است
و فرشته ای که مزه عشق را بچشد، آسمان برایش تنگ.
پاسخ:
لام نرگس خانوم خیلی زیبا بود دستت درد نکنه...شاد باشی و سلامت
سه‌شنبه 2 مهر‌ماه سال 1392 09:19
الهام
امتیاز: 0 0
لینک نظر
برخی آدمها

[ تنها ] به یک دلیل از مسیر زندگی ما می گذرند [ تا ] به ما درسهایی بیاموزند ؛

که اگر می ماندند هرگز [ آن درسها را ] یاد نمی گرفتیم ...
پاسخ:
سلام و سپاس از کامنت زیبایتان
سه‌شنبه 2 مهر‌ماه سال 1392 13:00
سپهوند
امتیاز: 0 0
لینک نظر
دلخــــور ڪه میشَـوم , بغـض میــڪنم

می آیم پشـت صفحـه ی مانیتــورم

ڪامنـت مینویسـم ُ صورتڪ میگــذارم

صورتڪی ڪه میخنـدد

و پشتـش قایم میشــوم

ڪه فڪـــر ڪنی میخنــدم

و بخنـــدی...

اشڪهایمـ میـــــــآیند و من

مدام با صورتڪ مجازی ام میخندم ...
پاسخ:
سلام دوست عزیز جالب بود و شرح حال خیلی از ما...سپاس
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد